مامان میکرویی

خرید بک لینک
قربون دوست جونام برم که پیگیر ننوشتنم هستینراستش هیچ خبری نیست که بخوام بنویسم...خودمم حس و حال ندارم، از انتظار خسته شدم و یه جورایی بشدت کلافه ام...هر بار که زنگ میزنم میگن شاید فردا زنگ بزنیم ولی ه مامان میکرویی...

ما را در سایت مامان میکرویی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 123 تاريخ: يکشنبه 29 دی 1398 ساعت: 16:16

دل آسمون گرفته ست...رمان "عابر بی سایه" رو یک ساعت پیش تموم کردم و هنوز ذهنم پر از غصه ی دلارام قصه ست...هدفون داره غمگین ترین آهنگ هاش رو پخش میکنه...دلتنگم... و تمام اینها کنار هم آسمون دل من رو هم مامان میکرویی...

ما را در سایت مامان میکرویی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: يکشنبه 29 دی 1398 ساعت: 16:16

*این روزها بساطم رو از وبلاگ جمع کردم و تو اینستاگرام پهن کردمنمیدونم چی شده که اینستا برام جذاب شده، بقول لیلی ندید بدید بازی دراوردم...هر چند که قبلا هم اینستا داشتم ولی ماهی یه بار سر میزدم و برام مامان میکرویی...

ما را در سایت مامان میکرویی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 98 تاريخ: يکشنبه 29 دی 1398 ساعت: 16:16

بعد مدتها امروز با بهزیستی تماس گرفتم...کارشناسمون گفت الان زنگ میزنم مرکز خبر میگیرم...دوباره تماس گرفتم میگه فعلا برای شهرستان شما بچه نداریم!!! ولی دلم روشنه تا عید بچه ت پیشته...این دقیقا عین جمله مامان میکرویی...

ما را در سایت مامان میکرویی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 94 تاريخ: يکشنبه 29 دی 1398 ساعت: 16:16

صفحه بندی